|
سلام می کنم به همه دوستای خوب خودم امیدوارم حال تک تک شما عزیزان خوب باشه و هر جا که هستین خوب و خوش و سلامت باشین. اومدم برای آخرین بار آپ کنم و برم من از تمام دوستانی که لطف کردن واومدن تو وبلاگم نظر دادن نهایت
تشکر رو دارم هر جا هستین موفق باشین. خدا پشت وپناهتون. ![]() هر کس به طریقی دل ما میشکند
بیگانه جدا دوست جدا میشکند بیگانه اگر میشکند حرفی نیست
از دوست بپرس که چرا میشکند دلم تنگ است
دلم ميسوزد از باغي كه ميسوزد
نه ديداري نه بيداري
نه دستي از سر ياري
مرا آشفته مي دارد چنين آشفته بازاري
سلام... سلام به همه ی دوستای گلم که خیلی خیلی دوسشون دارم تولد تولد... امشب تولد بهترین دوستم فقط می تونم بگم دوست دارم تولدت مبارک... تولد تولد تولدت مبارک......مبارک مبارک تولدت مبارک سی سی جون دوست گلم تولدت مبارک
به هم می رسیم 3 نفر میشیم؛ من و تو وشادی از هم دور میشیم 4 نفر میشیم تو و تنهایی،من و خاطره
عاقبت تو نخواهی دانست، چه کسی بَهر تو زیست ، چه کسی بهر تو مُرد،چه کسی باتو زمانی سر کرد ،که منٍِِ شهره به رسوایی را، تو ندانستی کیست، تو نخواهی دانست... فکر کردیم عاشقی هم بچگیست نفهمیدیم تازه اول این زندگیست فاصله با آرزوهامون چه کرد حس که پیدا شد عشق باریدن گرفت، هیچ میدانی رمز عاشق بودن هرکس فقط این است: ساده بودن، ساده دیدن، و ساده پذیرفتن...پس ساده میگویم، ساده...دوستت دارم می توانم در رویارویی با ساحل نگاهت دریایی سراسر موج شوم و همچون آفتابگردان تا خورشید وجودت بالا روم،می توانم برای دست یازیدن به مهتاب نگاهت،ذره ای ناچیز در شب چشمانت شوم یکی را دوست میدارم ولی افسوس که او هرگز نمی داند …. نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاهم که او را دوست دارم ،ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند…… سیه چشمی به کار عشق استاد به من درس محبت یاد می داد مرا از یاد برد آخر ولی من به جز او عالمی را بردم از یاد صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو کی فکر می کرد یه روز نگات اینجوری داغونم کنه، آواره و دربه درکوه و بیابونم کنه؟ عشق تو اینجوری بیاد رخنه کنه تو تن من،مثل یه سیلاب بزنه خراب و داغونم کنه؟کی فکر می کرد منو به هم نشون بدن مردم شهر،قصه ی تو مضحکه ی اهل خیابونم کنه؟کی فکر می کرد که عشق تو از اونهمه غرور من یه کوه گریه بسازه،ابر بهارونم کنه؟کی فکر می کرد چشای تو یه روز بشه یه اسلحه و خشاب سرمه ات بزنه گلوله بارونم کنه؟از یه نگاه شروع شد و به مرگ من تموم می شه ،همیشه این عاشقه که به پای عشق حروم می شه... قلم به دست می گیرمو با افکاری پشیمان سعی می کنم مقدمه ای بنویسم، ای کسانی که شاهد رفتنم هستید: مرا در تابوت سیاهی بگذارید که همه بدانند زندگی سیاهی داشتم، دستانم را بیرون از تابوت بگذارید تا همه بدانند چیزی را می خواستم و به آن نرسیدم و چشمانم را باز بگذارید تا همه بفهمندکه چشم انتظار بودم وآنگاه تکه یخی روی قبرم بگذارید تا جای معشوقم برایم اشک بریزد... چه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق توخاکستر کرد...می توانی تو به من زندگانی بخشی یا بگیری از من آنچه را می بخشی...
در شيريني بوسه غرق بوديم كه ناگهان شوري اشك رابر لبانم احساس كردم و فهميدم كه اين بوسه ي جدايس باعشق زمان فراموش میشود و با زمان هم عشق هیچ چیز با گذشت زمان آسان تر نمی شود عشق يعنی يه نفر ديگه هم ارزوهات رو بدونه آنقدر آرزو هايم را به گور بردم که ديگر براي جسد خودم هم جايي نمانده است
کاش همچون کودکی بودم تا هیچ از دین و خدا و سیاست نمیفهمیدم کاش همچون کودکی بودم تا تنها غصه ام خرابی ماشین کومیم باشد کاش همچون کودکی بودم تا بزرگترین ثروتم پول توجیبی بود که پدرم میداد کاش همچون کودکی بودم که هرانچه میخواستم با خمیر اسباب بازیم میساختم کاش همچون کودکی بودم تا تنها ترسم دعوای مادرم باشد که چرا لباسم را خاکی و پاره کرده ام کاش همچون کودکی بودم تا تمام دنیای من خانه مان باشد و هرشب شاد میخوابیدم برای فردایی با بازی بیشتر کاش همچون کودکی بودم تا تنها آرزویم داشتن دوچرخه ای بود واوج شادیم بازی با توپ و خاک و تشتک با دوستانم کاش همچون کودکی بودم کاش نمیفهمیدم که دارند مرا غارت میکنند کاش نمیفهمیدم که برای زنده ماندن باید نوکری کنم و بگویم چشم و خود را به نفهمی بزنم کاش نمیفهمیدم که خدا را برای سرکوب من ساخته اند و دین فقط برای بدبخت بیچاره ها ثواب دارد کاش همچون کودکی بودم تا غم از دست دادن عزیزانم را با یک آب نبات فراموش میکردم کاش همچون کودکی بودم تا خدا همچنان مرا دوست داشت کاش همچون کودکی بودم!
مي شه بعضي ها رو مثل اشک از چشمات بندازي.... اما نمي توني جلوي اشکي رو بگيري که با رفتن بعضي ها از چشمات جاري مي شه يکي محبت ميکنه يکي ناز.اوني که ناز ميکنه هميشه محبت ميبينه. اما اوني که محبت ميکنه هميشه تنهاي تنهاست مي دوني بازي روزگار چيه؟؟ اين که تو چشم بذاري من قايم شم . بعد تو يکي ديگه رو پيدا کني بازي روزگار را نمي فهمم! من تو را دوست مي دارم. تو ديگري را..... ديگري مرا..... و همه ما تنهاييم من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود دلم برای کسی تنگ است… عشق یعنی لرزش همه ی وجود دربرابر معشوق عشق یعنی زندگی را بندگی عشق یعنی سوختن و ذوب شدن عشق یعنی در آبی آسمان غرق شدن و آبی شدن عشق یعنی یک لبخند یک نگاه پنهان عشق یعنی هرچه دردل آرزوست عشق یعنی تاابد رسوا شدن عشق یعنی زندگی را باختن یعنی گوهررا در صدف تنهائی نهان کردن عشق یعنی در حریم نرم و لطیف راه رفتن یعنی زیبا دیدن...زیبا شنیدن..زیبا گفتن عشق یعنی عشق من هر چی که خاطره داری ماله من اون روزای عاشقونه ماله تو اين شبای بی قراری ماله من دیدن شادی وسلامتی و لبخند تو همه ی دلخوشی من تو دنیاس خیلی دوست دارم عشقولی جونم از همه ی دنیا بیشتر بیشتر بیشتر قربونت برم الهی یاد تو در خاطر من تا ابد میمونه هیچ می دونی من مثل یه ماهی هستم که تو آکواریوم دلت زندگی می کنه . اگه یه روز دلت بشکنه من می میرم از ما هر چی که می گفتن واسه عاشقی کم بود کی میگه سرمای بهمن واسه باریدن برفه ایراد از عشق من و توست که همش اسیر حرفه نگرانم واسه اون روز که بازم تازه شه داغم پسر و دختر جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند. آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند. روز بعد، واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود: برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت. امشب صورت خودرا رو به خدا خواهم کرد از خدا خواهش دیدار تو را خواهم دوستم، گلم ،نازنینم ،گوشت رو بیار یه کمی حرف دارم باهات |
About![]()
ღ♥ღღ♥ღ عشق آتشينღ♥ღღ♥ღ Archivesهفته اوّل دی 1386هفته سوم آبان 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته دوم خرداد 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته سوم اردیبهشت 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته اوّل فروردین 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته سوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 هفته سوم بهمن 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته سوم دی 1385 Links
گل سرخ من (سی سی جونم ) |